تبلیغات
سرگرمی - مطالب مطالب طنز
منوی اصلی
سرگرمی
مطالب طنز | مطالب جالب
  • محمد محمدی چهارشنبه 19 مهر 1396 06:06 ق.ظ نظرات ()

    پ نه پ های خنده دار و سوژه اسفند

    مجموعه : مطالب طنز
    پ نه پ های خنده دار و سوژه اسفند

    پ نه پ های خنده دار و سوژه اسفند 

    پ نه پ های جالب و خنده دار

    *

    دارم از در دانشگاه میرم داخل نگهبان میپرسه کلاس داری
    پ ن پ دختر همسایه ام براتون آش ندری اوردم

    *

    پ نه پ های جالب و خنده دار

    *

    به یارو میگم قالپاق ریو دارین؟
    می پرسه ماشینت ریو هست ؟
    پ نــه پ لامبورگینیه قالپاق ریو می ندازم ریا نشه

    *

    پ نه پ های جالب و خنده دار

    *

    عاقا دیروز تو پارک داشتم کتاب میخوندم که ییهو یه نفر اومد و پرسید شما داری کتاب میخونی؟
    منم گفتم بله دارم کتاب میخونم . . . . طرف ییهویی محکم زد تو گوشم!!
    گفتم واسه چی میزنی
    ؟ میگه: چرا از فرصته “پ ن پ”ای که بهت دادم استفاده نکردی؟؟؟
    توروخدا مسولین رسیدگی کنن، تحریما کمتر بشه لطفا . . . .

    *

    پ نه پ های جالب و خنده دار

    *

    چند بار پشت سر هم میرم دستشویی..
    مادرم میگه اسهالی؟؟
    میگم: پ ن پ یبوست دارم..هی میرم شاید خودش خجالت بکشه بیاد

    *

    پ نه پ های جالب و خنده دار

    *

    سر کلاس خوابیده بودم استادمون اومد گفت: خوابیدی؟
    گفتم پ ن پ زدم کنار استراحت کنم که پشت فرمون خوابم نبره!!!

     

    ب دوستم میگم دیروز داشت راز بقا نشون میداد شیره حمله کرد گورخره رو گرفت..
    .با حالت تعجب برگشته میگه:خوب بقیه گور خرا فرار کردن؟
    میگم:پ ن پ گوشی هاشونو درآوردن فیلم گرفتن بلوتوث کنن برا بقیه حیوونا! ‏

    *

    پ نه پ های جالب و خنده دار

    *

    رفتم آزمایش ادرار یارو میگه ادراره میگم : پ نه پ سكنجبین برو كاهو بیار بزنیم توش بخوریم
    خخخخخخخ !!!

    *

    پ نه پ های جالب و خنده دار

    *

    یه کتاب دستم بود داشتم میخوندم،دوستم گفت داری درس میخونی ؟؟
    گفتم : پ ن پ بعدش هرچی فکر کردم چیزی یادم نیومد که بگم،هیچی دیگه خیلی شیک ضایع شدم…

    *

    پ نه پ های جالب و خنده دار

    *

    رفتم سر پست همکارم میگه شیفتی؟
    گفتم پـ نـ پـ من Alt-Ctrl-Delete هستم در مواقع ضروری جهت رفع هنگی ازم استفاده میشه!

    *

    پ نه پ های جالب و خنده دار

    *

    رفتیم کوه هوا هم خیلی سرده به دوستام میگم چوب جمع کنین
    میگه میخوای آتیش روشن کنی؟
    پ نه پ قایقی خواهم ساخت پشت دریاها شهری هست



    منبع : پارس ناز

    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • محمد محمدی شنبه 1 مهر 1396 09:06 ق.ظ نظرات ()

    جوک های طنز و خنده دار برای کودکان

    مجموعه : مطالب طنز
    جوک های طنز و خنده دار برای کودکان

    جوک های طنز و خنده دار برای کودکان 

    برای اینکه خنده را روی لبان کودکان خود بیاورید می‌ تواند برای آنها جوک کودکانه تعریف کنید تا حسابی شا شوند و بخندند.بچه ها درود امروز هم با هم قراره حسابی بخندیم پس با من همراه باشید.

     

    تقویم:
    سخنران، ببخشید که چندان صحبت کردم. آخر من ساعت ندارم.
    یکی از مهمان ها گفت: ساعت نداری تقویم که داری.

     

    شباهت:
    معلم: امیر جان با حمید یک جمله بساز.
    امیر: شما چه قدرشبیه همید.

     

    امرار معاش و نویسندگی:
    سعید به دوستش محسن برادرت که برای زندگی به شهر دیگه رفته از چه راهی امرار معاش می کنه؟

    محسن، از راه نویسندگی.

    سعید چه می نویسد؟

    محسن: هر ماه به پدرم نامه می نویسد تا برایش پول بفرستد.

     

    پیش بینی ناهار و شام:
    یه روز کتابم و دادم به دوستم از صفحه 78 می شه فهمید شام قرمه سبزی داشتند از صفحه 104 هم می شه فهمید بعدشم انار دون کردند.

     

    انشا:
    معلم از دانش آموز خواسته که انشا درمورد یک مسابقه فوتبال بنویسد. همه ی مشغول نوشتن شدند جز یک نفر.

    معلم از او پرسید: چرا نمی نویسی؟

    دانش آموز جواب داد : نوشته ام.

    معلم دفتر وی را گرفت و نگاه کرد نوشته بود به دلیل بارندگی فوتبال برگزار نخواهد شد.

     

    منبع: tebyan.ne

    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • محمد محمدی شنبه 1 مهر 1396 09:04 ق.ظ نظرات ()


    مجموعه : مطالب طنز
    نوشته طنز فرار از مدرسه با دلایل موجه

    نوشته طنز فرار از مدرسه با دلایل موجه 

    برای فرار از مدرسه شما چه بهانه هایی دارید؟ همیشه در مدرسه ها بچه های بازیگوش هستند که گاهی از مدرسه فرار می کنند. مدرسه‌رفتن یعنى چى، سوفیا؟ به جان میدون دوم، اگر فردا تو با من ازدواج كنى و من حالت باباها را پیدا كنم، امكان ندارد بچه‌مان را بفرستم مدرسه. چرا؟ به ١٠ دلیل.

     

    ١- بچه درس می‌خواند كه آینده‌اش را تضمین كند. درحالى‌كه الان هر كى خواسته آینده‌اش را تضمین كند، دنبال ضمانت و سند است. من هم كه سند ندارم و نمی‌توانم ضامن بشوم، پس این دلیل اول.

     

    ٢- الان هر كى درس‌خوانده، فرار مغزها شده. اگر بچه ما فرار مغزها نشد چى؟ یعنى مغز ندارد؟

     

    ٣- می‌دانى چرا همه مثل هم رانندگى می‌كنند، آن هم بد؟ و همه گند می‌زنند به طبیعت؟ و همه توى صف وانمى‌ایستند؟ و همه اختلاس می‌كنند؟ و همه جاى ساختن كشور، آینده خودشان را می‌سازند؟ نمی‌دانى؟ چون همه عین هم رفتند مدرسه و عین هم چیز یاد گرفته‌اند.

     

    من بچه‌ام را مدرسه نمی‌فرستم كه یاد نگیرد به كشور آسیب بزند و اگر هم خواست آسیب بزند، مدل خاص خودش عمل كند، نه مثل همه. عین خاورى كه خارج درس خواند.

     

    ٤- بچه را ١٢ سال بفرستم مدرسه كه بعد برود دانشگاه و بعد بی‌كار بشود و بی‌كارى هم كه پدر اعتیاد است. عمرا. بچه را بفرستم بازار الان كار كند، بعد از ١٠ سال، جاى اینكه دنبال كار بگردد، همه این تحصیل‌كرده‌ها مى‌آیند براش كار می‌كنند.

     

    ٥- هم صبح زود بفرستمش مدرسه، هم شب مجبورش كنم كلى مشق الكى بنویسد؟ آزار دارم؟ نچ. نمی‌فرستمش مدرسه.

     

    ٦- بچه برود مدرسه كه چى بشود؟ هیچى. خب نرود مدرسه و هیچى‌بودن را به صورت تجربى یاد بگیرد، نه علمى.

     

    ٧- ما رفتیم مدرسه سواد یاد بگیریم كه نگذاریم حقمان را بخورند، كه خوردند و الان با این‌همه اختلاس و فساد مالى و املاك نجومى و حقوق‌هاى نجومى، ما كماكان زیر خط فقریم و روزنامه می‌خوانیم افسرده شده‌ایم. بچه اگر نرود مدرسه، همیشه خوشحال است.

     

    ٨- والله ما بچه بودیم می‌گفتند درس بخوانید فردا موقع ازدواج مدرك داشته باشید. الان موقع خواستگارى، سوئیچ ماشینت را كه بگذارى روى میز، مهم‌ترین مدرك است.

     

    ٩- باباى تو سوفیا، خودش سواد ندارد و صلاحیت من را كه این‌همه باسوادم، براى ازدواج با تو تأیید نمی‌كند. بچه درس بخواند كه فردا یكى مثل باباى تو بی‌سواد، صلاحیتش را براى عاشقى و خواستگارى رد كند؟

     

    ١٠- سوفیا، وقتى من جاى اینكه درس پس بدهم، همه‌اش مجبورم جواب پس بدهم؟ از همان اول هى بله قربان، بله قربان می‌گویم كه راحت جواب پس بدهم.

     

    وصیت: سوفیا من دوستت دارم، اما اگر كودك‌آزارى داشته باشى و فردا بچه را بفرستى مدرسه، من هم اختلاس می‌كنم. حالا ببین.

    منبع : پارس ناز

    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • محمد محمدی شنبه 1 مهر 1396 09:03 ق.ظ نظرات ()

    شعر طنز و شوخی خنده دار شب یلدا

    مجموعه : مطالب طنز
    شعر طنز و شوخی خنده دار شب یلدا

    شعر طنز و شوخی خنده دار شب یلدا 

    شب یلدای پاییزی هم نزدیک است و درباره آن شعری داریم زیبا و طنز و خواندنی که می توانید آن را در زیر مشاهده کنید.

     

    شب یلدا کـــه رفتم ســــوی خـانه گرفتـــــــم پرتقـــــــــــــال و هندوانه
    خیـــــار و سیب و شیرینی و آجیل دوتـــــا جعبه انــــــــــــــار دانه دانه

     

    گـــــــز و خربوزه و پشمک که دارم ز هــــــــر یک خاطراتی جــــــاودانه
    شب یلدا بــــــــوَد یا شـــــــام یغما و یــــــــــــــا هنگــــــــام اجرای ترانه

     

    به گوشم می رسد از دور و نزدیک نوای دلکـــــــــش چنگ و چغــــــانه

     

    ادامه مطلب رو از دست ندید . . !

     

    پس از صرف طعام و چــــای و میوه تقاضــــــــا کردم از عمّـــــــه سمانه
    که از عهــــــد کهـــــــــن با ما بگوید هم از رسم و رســــــــــوم آن زمانه

     

    چه خوش میگفت و ما خوش میشنیدیم پس از ایشان مرا گـــــــل کرد چانه
    نمی دانم چـــــــرا یک دفعـــــه نامِ- “جنیفر لوپز” آمــــــــــــــــد در میانه

     

    عیالم گفت:خواهــــــــــان منی تو و یا خواهــــــــان آن مست چمانه؟
    به او با شور و شوق و خنده گفتم عزیزم با اجــــــــازه، هــــــــــر دُوانه!!

     

    نمی دانی چه بلوایی به پـــــا شد از آن گفتــــــــــــــــار پاک و صادقانه
    به خود گفتم که”بانی” این تو بودی که دست همســـــــرت دادی بهانه

     

    خلاصه آنچنــــــــــــــان آشوب گردید کـــــــــه از ترسم برون رفتم ز خانه
    ز پشت در زدم فریـــــــــــاد و گفتم: “مدونا” هم کنارش، هر سه وانه!!

     

    و آن شب در به روی مــن نشد باز شدم چـــــــــون مرغ دور از آشیانه
    شب جمعــــــــــــه برای او نوشتم ندامت نامـــــــــــــه، امّـــا محرمانه

     

    نمی دانم پس از آن نامــــــه دیگر عیالم کینه بــــــــــــا من داره یا نِه
    ولی بگذار- بــــــــــــــا صد بار تکرار- بگویم آخرین حرفــــــــــــــم همانه!!


    منبع : پارس ناز

    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • محمد محمدی شنبه 1 مهر 1396 09:02 ق.ظ نظرات ()

    شعر طنز اندر احوالات مردم در متروی تهران

    مجموعه : مطالب طنز
    شعر طنز اندر احوالات مردم در متروی تهران

    شعر طنز اندر احوالات مردم در متروی تهران 

    متروی تهران همیشه مکانی بوده برای سوژه درست کردن،مثل این که این شهر زیر زمینی برای خودش رسم و رسومات خاصی هم دارد. در حاشیه اوضاع نابسامان مترو و ازدحام بیش از حد مسافران در ایستگاه ها و قطارها و شرایط نا مناسب داخل قطارها و نابسمانی های فرهنگی متروسواران!

     

    هنر می خواد سوار مترو بشی
    طوری كه آخرش تو داغون نشی
    شبیه رینگ كشتی كج می‌مونه
    هر كی سوار شده خودش می‌دونه

     

    وقتی كه وا می‌شه درای مترو
    داد میزنه یكی كه؛ آقا برو!
    محشر كبری رو می‌بینی اونجا
    هل می‌دن همدیگه رو بی محابا

     

    اون كه می‌خواد سوار بشه هل میده
    خودش رو هی رو بقیه ول میده
    یكی با مشت میزنه توی چونت
    می‌كنه ازدحام تو رو دیوونت

     

    یكی میگه؛ نكن مگه الاغی؟!
    یكی میگه؛ زود باش مگه چلاغی!
    نفس كشیدن دیگه مشكل می‌شه
    دست و پاهات بی اراده ول می‌شه

     

    دماغ یارو میره توی چشمات
    بی حركت می‌شی همونجا، كیش…مات
    فشارِ چند صد تنی روی دنده ت
    از این همه فشار می‌گیره خنده ت

     

    بوی عرق بوی پیاز بوی سیر
    آدم می‌شه از زندگی سیرِ سیر
    یكی موبایلش داره زنگ می‌زنه
    اون یكی بچه اش داره وَنگ می‌زنه

     

    یه عده هم تو اون شلوغ پلوغی
    داد می‌زنن، راستكی یا دروغی
    مسواك اصل با جورابای پشمی
    رنگا به رنگ، سرخ و سفید و یشمی

     

    خودكار جادو كه تقلب كنی
    ترازوی دستی ِ سیصد تُنی
    لواشك و چیپسو پفك فراوون
    داد می‌زنن؛ بیا كه كردم ارزون

     

    رقابت اصلی واسه نشستن
    مبارزه برا ركورد شكستن
    هر كی بشینه یعنی خیلی مرده
    اگه نه كه باید بگیره نرده

     

    خلاصه مترو شده یك مصیبت
    من چی بگم دیگه از این حقیقت
    اگه بگم؛ مشكل فرهنگیه
    جبهه میگیرن كه؛ مُخت هنگیه!
    مترو شده كابوس شبهای من
    علت لرزیدن و تب های من



    منبع : پارس ناز

    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • محمد محمدی شنبه 1 مهر 1396 09:01 ق.ظ نظرات ()

    شعر طنز و خنده دار رستم و سهراب

    مجموعه : مطالب طنز
    شعر طنز و خنده دار رستم و سهراب

    شعر طنز و خنده دار رستم و سهراب 

    رستم و سهراب را هم به گونه طنز برای شما بیان می کنیم تا کمی حال و هوای خنده دار به شعر حماسی داده باشیم. 

     

    رستم و سهراب بهم اویختند/ با چَک و لقد خون هم را بر زمین ریختند

    رستم همش فوش میداد/ سهراب جوابش با مشت میداد

     

    سهراب رگ غیرتش باد کرد/ با یه ضربه رستم را خاک کرد

    رستم هم بدو فوش داد / تمام مرده زنده اش را جلو چشمش نهاد

     

    رستم با تلاش ز سهراب ازاد شد/ ضربه ای بر سر سهرا زدو او را گیج نهاد

    در ان وضع بود تهمینه پیدا شد/ انان را بدید و غضب ناک شد

     

    رستم ز ترس زنش خودش را خیس کرد/ سریع محیط را ترک کرد

    اما تهمینه از این حرفا زرنگ تر بود/ چند شبی رستم را از خانه بیرونش نمود

     

    رستم که خیلی خسته بود/ چند شبی را در پارک و کوچه اواره بود

    همی در بازار تهمینه را بدید/ جلویش را گرفت و بر اعصابش رید

     

    رستم که بسیار زن ذلیل/ خودش را دید و بکرد فکری پلید

    شبی زیبا در خانه تهمینه امد/ با حرف های خوب تهمینه را خام کرد

     

    به خانه خود برفت و تهمینه اورا به شدت بزد/ تمام خشتک شلوارش تا تا ته پاره کرد

    رستم بسیار چوب خورد / تمام اعصابش داغان شد

    تصمیم گرفت که دیکر خوب شود/ اماده اجرای دستورات همسر شود


    منبع : پارس ناز

    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • محمد محمدی شنبه 1 مهر 1396 06:09 ق.ظ نظرات ()

    جوک خنده دار تلگرامی 

    مجموعه : مطالب طنز
    جوک های خنده دار و زیبای تلگرامی 96 -2017

    جوک های خنده دار و زیبای تلگرامی 96 -2017

    طنز نوشته های کوتاه جدید و جالب

     

    دیشب دزد اومده بود خونمون داشت میگشت

    بلند شدم گفتم دنبال چی میگردی؟

    گفت : پول

    گرفتم خوابیدم

    بعد گفت حالا که اینطور شد مودمو میبرم !

    .

    هیچی دیگه نصف شبی رفتم پول واسش کارت به کارت کردم بالاخره این بندگانه خداهم زحمت میکشن 

     

    جوک های خنده دار و زیبای تلگرامی 96 -2017

    طنز نوشته های کوتاه جدید و جالب

     

    پوست موز رو انداختم تو خیابون یه اقایی اومد برش داشت انداخت تو سطل اشغال.جدا شرمنده شدم

    .

    .

    .

    از اون به بعد اول نگاه میکنم کسی نباشه بعد آشغال میریزم

     

    جوک های خنده دار و زیبای تلگرامی 96 -2017

    جوکهای خنده دار 

     

    جای خالیش را نه کتاب پر میکند،

    نه قهوه،

    نه حتی سیگار

    .

    من دلم آی فون ۷ پلاس میخواهد ️

    چیه باز فک کردی عاشق شدم؟ دلت خوشه ها

    جوک های خنده دار و زیبای تلگرامی 96 -2017

    ﺗﻮ ﺧﺎﺭﺝ ﻭﻗﺘﯽ ﭘﺴﺮﺍ ﭼﺸﺸﻮﻥ ﺑﻪ ﭼﻦ ﺗﺎ ﺩﺧﺘﺮ ﻣﯿﺨﻮره

    سینه ﺳﭙﺮ

    نگاه ﺟﺬﺍﺏ

    ﻟﺒﺨﻨﺪ ﮊﮐﻮﻧﺪ

    ﺁﺳﺘﯿﻨﺎ ﺑﺎﻻ

    ﻗﺪﻡ ﻫﺎ ﺷﻤﺮﺩﻩ


     

    جوک های خنده دار و زیبای تلگرامی 96 -2017

    طنز نوشته های کوتاه جدید و جالب

     

    این تکنولوژی هم خوبه هااا 

    سوپری محله هم کانال تلگرام زده!

     شیر رسید 

    نان تمام شد 

    داش مهدی حسابت رو بیا تسویه کن …… 

     

    جوک های خنده دار و زیبای تلگرامی 96 -2017

    جوکهای خنده دار

     

    ﻣﻴﺪﻭﻧﻴﺪ ﭼﺮﺍ ﻭﺍﮔﻦ ﺍﻭﻝ ﻭ ﺁﺧﺮ ﻣﺘﺮﻭ ﺯﻧﻮﻧﻪ ﺍﺳﺖ؟؟

    .

    .

    .

    ﻭﺍﺳﻪ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﺩﺭ ﺻﻮﺭﺕ ﺗﺼﺎﺩﻑ، ﺷﺮﮐﺖ ﺑﻴﻤﻪ ﻧﺼﻒ ﺩﻳﻪ ﺭﻭ ﺑﺪﻩ!

    ﺧﺪﺍﯾﯽ ﻣﯿﺪﻭﻧﺴﺘﯿﺪ؟

     خیلى نامردن..

     

    جوک های خنده دار و زیبای تلگرامی 96 -2017

    طنز نوشته

     

    جوک های این دوره یه جوری شده که

    .

    .

    .

    اطلاعات عمومیت بالا نباشه نمیتونی بخندی️

     

    جوک های خنده دار و زیبای تلگرامی 96 -2017

    طنز نوشته های جدید

     

    بچه خسیسه نمره بیست می گیره .

    باباهه می زنه تو گوشش بهش میگه :

    .

    .

    .

    .

    توکه با 10 هم قبول می شدی . لازم بود این همه خودکار مصرف کنی ؟

     

    جوک های خنده دار و زیبای تلگرامی 96 -2017

    طنز نوشته های کوتاه جدید و جالب

     

    سر صبحی تو تا کسی نشسته بودیم

    یارو داشت سیگار میکشید

    .

    .

    .

    بهش گفتم : 

    هیچ میدونی 30 درصد ضررش به تو میرسه 70 درصدش به من 

    گفت : خب بیا تو بکش 

    تا حالا تو عمرم اینجوری قانع نشده بودم

     

    جوک های خنده دار و زیبای تلگرامی 96 -2017

    طنز نوشته های کوتاه

     

    پول میذاری تو موسسه ورشکست میشه

    .

    .

    میدی به مامانت پس نمیده بهت

    پیش خودت نگه میداری خرج میشه

    خو پس ما چه غلطی بکنیم‌؟

     

    جوک های خنده دار و زیبای تلگرامی 96 -2017

    جوکهای خنده دار

     

    یه نصیحت به پسرا میکنم …

    ﺩﺧﺘﺮﺍﯾﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﭼﻨﺪ ﻭﻗﺖ ﺍﺱ ﻣﯿﺪﻥ ﻣﯿﮕﻦ ﻓﻘﻂ ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺘﻢ

    ﺣﺎﻟﺘﻮ ﺑﭙﺮﺳﻢ

    .

    .

    ﺍﯾﻨﺎ ﺷﻮﻫﺮ ﮔﯿﺮﺷﻮﻥ ﻧﯿﻮﻣﺪﻩ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﺎ ﺑﺘﺮﺳﯿﺪ ﺧﯿﻠﯽ ﺧﻄﺮ ﺩﺍﺭﻥ

    ﺟﻮﺍﺏ ﻧﺪﯾﻦ،ﺧﻂ ﺭﻭ ﻫﻢ ﻋﻮﺽ ﮐﻨﯿن

     

    جوک های خنده دار و زیبای تلگرامی 96 -2017

    مطالب طنز و خنده دار

     

    حساب کردند

     حدود: 8692487

    .

    .

    تنبل و بی حال در جهان وجود دارند که حتی حاضر نیستند این عدد 7رقمی رو بخونن 

    .

    .

    .

    نه دیگه فایده نداره نخون، تو هم به جمعشون اضافه شدی

     منم قربانی شدم، بفرست واسه بعدی 

     

    جوک های خنده دار و زیبای تلگرامی 96 -2017

    جوکهای خنده دار کوتاه

     

    اولین باری که شما شنیدی یه سگ حرف بزنه کی بوده؟ پس چرا میگن مث سگ دروغ میگه؟

    .

    .

    اون زبون بسته اصلا حرف میزنه؟ نشسته یه گوشه پاچه میگیره آروم 

     


     

    جوک های خنده دار و زیبای تلگرامی 96 -2017

    مطالب طنز و خنده دار 

     

    امروز تواخبار اعلام کردن جوانان نباید دغدغه مسکن داشته باشند.

    .

    .

    .

    مسکن به اندازه کافی و با قیمتهای مناسب

     در تمامی داروخانه ها هست

     


    منبع : پارس ناز

    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • محمد محمدی شنبه 1 مهر 1396 06:08 ق.ظ نظرات ()

    نوشته های طنز خفن و جدید 

    مجموعه : مطالب طنز
    نوشته های طنز خفن و جدید تیرماه

    نوشته های طنز خفن و جدید تیرماه 

    در این مقاله با ما باشید تا با خواندن طنز نوشته ها دقایقی خنده و شادی را در کنار هم داشته باشیم. همه ی وقت برای شما آرزوی شادی و خنده داریم.

     

    اینایی که با دوربین و لنز خفن تصویر می‌گیرن میذارن اینستاگرام

    .

    .

    .

    همونان که کاردستیای مدرسه‌شون رو میدادن بزرگتراشون درست کنن که جلو بقیه پز بدن

     

    نوشته های طنز خفن و جدید تیرماه

    طنز نوشته های کوتاه اخیر و دیدنی

     

    یارو ﭘﯿﺎﻡ ﺩﺍﺩ ﭼﺮﺍ ﻣﻨﻮ ﺍدد ﮐﺮﺩی؟

     ﮔﻔﺘﻢ ﻗﯿﺎﻓﺖ ﺷﺒﯿﻪ ﯾﮑﯽ ﺍﺯﺑﺎﺯﯾﮕﺮﺍﯼ ﻣﺤﺒﻮﺑﻢ ﺑﻮﺩ!

     ﺑﺎ ﺧﻮﺷﺤﺎﻟﯽ ﻧﻮﺷﺖ ﮐـﻲ؟!!

     ﮔﻔﺘﻢ خرِ شرک

     

    بلاکم ﮐﺮﺩ !! 

     ﺧﺐ خر شرک و ﺩﻭﺱ ﺩﺍﺭﻡ !!

     ﺁﺯﺍﺩﯼ ﺑﯿﺎﻥ ﻣﮕﻪ ﺟﺮﻣﻪ؟؟

     مردم چقد عقده ای میباشند!!

     

    نوشته های طنز خفن و جدید تیرماه

    طنز نوشته های دیدنی 

     

    اینترنت کُند

    .

    .

    .

    اکثر از فرزند ناصالح دل آدمو خون می کنه 

     

    نوشته های طنز خفن و جدید تیرماه

    مطالب طنز و طنز

     

    زنم مهریه شو گذاشته اجرا،1000 تا سکه بهار آزادی.

    .

    .

    .

    حساب کردم با خودرو بزنمش کمتر میشه.

    هم اکنون 3روزه دم خونه باباش کمین کردم،لامصب فکر کنم فهمیده بیرون نمیاد

     

    نوشته های طنز خفن و جدید تیرماه

    طنز نوشته های کوتاه اخیر و دیدنی

     

    عاشق شدم رفت

    حتما میپرسین اون کیههه؟؟؟؟

    همونی که خیلی نایسِه

    عمرا تو پی وی وایسه

    لایک میده آسه آسه

    شما چی میگین؟؟؟قبوله؟؟؟

    قربون دوستای خودم برم که دارن با ریتم میخونن

     

    نوشته های طنز خفن و جدید تیرماه

    طنز نوشته

     

    ﻣﺮﺩﯼ ﺗﺨﻢ ﻋﻘﺎﺑﯽ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩ

    ﻭ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻻﻧﻪ ﻣﺮﻍ ﻫﺎﯾﺶ ﮔﺬﺍﺷﺖ ﻋﻘﺎﺏ ﮐﻪ ﺑﺰﺭﮒ ﺗﺮ ﺷﺪ

    ﺟﻮﺟﻪ ﻣﺮﻍ ﻫﺎ ﺭﻭ ﺧﻮﺭﺩ ﻭ ﮐﻤﯽ ﺑﻌﺪ ﺧﻮﺩ ﻣﺮﻍ ﻫﺎ ﺭﻭ ﻫﻢ ﺧﻮﺭﺩ

    ﺳﭙﺲ ﭘﺮ ﮐﺸﯿﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺭﻓﺖ

    ﻫﻢ ﺑﻪ ﺭﯾﺶ ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﺧﻨﺪﯾﺪ ﻭ ﻫﻢ ﮔﻨﺪ ﺯﺩ ﺑﻪ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺁﻣﻮﺯﻧﺪﻩ ﻣﺎ

     

    نوشته های طنز خفن و جدید تیرماه

    طنز نوشته های طنز

     

    من خودم یه سرى اهداف کوتاه مدت دارم، یه سرى اهداف بلند مدت 

    .

    .

    براى کوتاه مدتا وقت ندارم براى بلند مدتا حوصله،

    اینه که چندان چاى می خورم

     

    نوشته های طنز خفن و جدید تیرماه

    طنز نوشته های اخیر

     

    متکدی: آقا تورو خدا به من هزار تومن بدین برم ناهار بخورم

    یارو: پول نمیدم، ولی بیا بریم برات یه پرس غذا بگیرم

    متکدی: نه نخواستم، 

    امروز واسه هزار تومن تاحالا شش بار ناهار خوردم

     

    نوشته های طنز خفن و جدید تیرماه

    طنز نوشته های زیبا

     

    تا حالا توجه کردین

    .

    .

    تو مدرسه و دانشگاه همه ی وقت کلاسای دیگه زودتر از کلاسی که ما توشیم تعطیل میشن ؟ چرا ؟؟

     

    نوشته های طنز خفن و جدید تیرماه

    طنز نوشته های کوتاه اخیر

     

    کل زندگیم تنها عبادتی که اول وقت انجام میدم…

    .

    .

    افطار اول وقته

     

    نوشته های طنز خفن و جدید تیرماه

    طنز نوشته های کوتاه

     

    بچه خواهرم ۸ سالشه ۵۰۰ هزار تومن دادن به مربی استخرش تا بهش شنا یاد بده!

    .

    .

    .

    اونوقت من بچه بودم  بابام منو هل داد تو استخر، گفت سعی کن زنده بمونی

     

    نوشته های طنز خفن و جدید تیرماه

    طنز نوشته های دیدنی

     

    حیف نون میگه من آخر نفهمیدم این که هی تو اخبار میگن : “وی دلیل نشان کرد” یعنی چی ؟!؟

     این “وی” کیه که هی خاطره رو نشون میکنه ؟

     پس کی میگیرتش ؟!

    چرا با عواطف دختر مردم بازی میکنه عاخه ؟؟؟

     

    نوشته های طنز خفن و جدید تیرماه

    مطالب طنز و طنز

     

    دختره اومده پی وی میگه

    کثافط نمی تونم تحمل کنم ببینم کسی از عشقم زیبا تر باشه

    بلاکی

    می‌بینید تو رو خدا ؟!

    انگار دست خودمه

     

    نوشته های طنز خفن و جدید تیرماه

    طنز نوشته های کوتاه اخیر و دیدنی

     

    باران که می بارد

     .

    بعدش بند می‌آید…

    چقدر این پست عاشقانه بود

    چیه…؟

    نوشته های طنز خفن و جدید تیرماه

     

    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • محمد محمدی شنبه 1 مهر 1396 06:06 ق.ظ نظرات ()

    داستان کوتاه طنز فحش دادن به راننده

    مجموعه : مطالب طنز
    داستان کوتاه طنز فحش دادن به راننده

    داستان کوتاه طنز فحش دادن به راننده 

    در سری مطالب داستان های طنز و خنده دار سایت امروز هم برای شما داستان کوتاه و آموزنده ای داریم که امیدواریم از خواندن آن لذت ببرید:

     

    فحش به راننده

     صبح شد و مرد با انرژی و حس خوب مطابق هر روز سوار بر اتومبیل‌اش شد و به سمت محل کارش حرکت کرد. در جاده‌ی دو طرفه، ماشینی را دید که از روبرو می‌آمد و راننده آن، خانم جوانی بود. وقتی این دو به هم نزدیک شدند، خانم در یک لحظه سر خود را از ماشین بیرون آورد و به مرد فریاد زد: «حیووووووووون!»

     

    مرد متعجب شد اما بلافاصله در جواب داد زد: «میمووووووون»

     

    هر دو به راه خودشون ادامه دادند. مرد به خاطر واکنش سریع و هوشمندانه‌ای که نشون داده بود خشنود و خوشحال بود و در ذهنش داشت به کلمات بیشتری که می‌تونست تو اون لحظه بار اون خانم کنه فکر می‌کرد و از کلماتی که به ذهنش می‌رسید خنده‌اش می‌گرفت.

     

    اما چند ثانیه بعد سر پیچ که رسید یه خوک وحشی با شدت خورد توی شیشه‌ی جلوی ماشین و اتومبیل مرد به سمت درختان جنگل منحرف شد.اونجا بود که فهمید حرف اون زن هشدار بوده نه فحش!


    منبع : پارس ناز

    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • محمد محمدی شنبه 1 مهر 1396 06:03 ق.ظ نظرات ()

    طنز نوشته های سوژه آخر اسفند ماه

    مجموعه : مطالب طنز
    طنز نوشته های سوژه آخر اسفند ماه

    طنز نوشته های سوژه آخر اسفند ماه

    طنز نوشته های کوتاه

     

    دانشمندان به این نتیجه رسیده اند گروه خونی تمام مردانی که برای همسر شان هدیه نمیگیرند یکی است …

    .

    .

    بیشعور منفی

     

    طنز نوشته های سوژه آخر اسفند ماه

    طنز نوشته های جالب و خنده دار

     

    به مامانم میگم میز مبل واسه گل گذاشتن نیست که …

    واسه اینه که من پاهامو بزارم روش کیف کنم

    مامانم برگشته میگه: اون جارو که اون گوشه هست، واسه خونه تمیز کردن نیست که …

    واسه اینه که بخوره تو صورتت من جیگرم حال بیاد 

    بنظرتون این مامانه من دارم

     

    طنز نوشته های سوژه آخر اسفند ماه

    طنز نوشته های کوتاه جدید

     

    غول چراغ جادو اومده پیشم میگه: یه آرزو بکن …

    .

    .

    میگم: یه خونه میخوام 

    میگه: اگه من اینکار ازم برمیومد خودم تو آفتابه نمیخوابیدم

    خدایی خیلی قانع شدم

     

    طنز نوشته های سوژه آخر اسفند ماه

    طنز نوشته های کوتاه جدید و جالب

     

    اون قدیما داداشم که کوچیک بود، بهش میگفتم:

    شبا قبل از خواب، زیر بالشت یه هزار تومنی بذار، صبح که بیدار بشى، فرشته ها برات به جاش شکلات گذاشتن… 

    چیه؟ 

    اونجورى نگا نکنین، زندگى خرج داره

     

    طنز نوشته های سوژه آخر اسفند ماه

    طنز نوشته های خنده دار

     

    زن وشوهره باهم دعواشون میشه زنه میگه من فقط به خاطرت پولت زنت شدم…

    مرده میگه: 

    بازتو یه دلیلی داشتی، منه بدبخت چی؟!

     

    طنز نوشته های سوژه آخر اسفند ماه

    طنز نوشته های کوتاه جدید و جالب

     

    دختره اسم پروفایلش جوجو بود!

    دو ساعت باهاش فک زدم… 

    آخرش ازش پرسیدم چن سالته؟

    میگه ۵۹ سالمه!

    خب لامصب جوجو چیه؟! 

    تو الان یه کرکس بالغی 

    طنز نوشته های سوژه آخر اسفند ماه

    منم میتونستم اپل بخرم..

    .

    .

    اما سیباشون گاز زده بود خوشم نیومد

    حساسم میفهمی.. حساااااس

     

    طنز نوشته های سوژه آخر اسفند ماه

    طنز نوشته های کوتاه جدید و جالب

     

    به سلامتی دخترای قدیم که کدبانو بودن و از پس کارای خونه برمیومدن، صداشونم در نمیومد!

    .

    .

    .

    .

    نه دخترای الان که اگه در نوشابه رو باز کنه و دستش زخم بشه!

    تو فیسبوکش مینویسه :امروز مرگو با چشام دیدم

     

    طنز نوشته های سوژه آخر اسفند ماه

    طنز نوشته

     

    یارو دوستشو ناجور زده بود. 

    کار به دادگاه کشید!

    قاضی میپرسه چرازدیش؟

    میگه 10 سال پیش بهم گفته بود اسب آبی

    قاضی : 10 سال پیش گفته الان زدیش؟ 

    یارو :دیشب تازه اسب آبی رو تو تلویزیون دیدم


    منبع : پارس ناز

    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • محمد محمدی سه شنبه 1 فروردین 1396 09:09 ق.ظ نظرات ()

    طنز نوشته های جدید و خنده دار مهر ماه

    مجموعه : مطالب طنز
    طنز نوشته های جدید و خنده دار بهمن ماه

    طنز نوشته های جدید و خنده دار بهمن ماه 

    طنز نوشته های زیبا

     

    روی سنگ قبرم بنویسید :

    ﺧﯿﻠﯽ ﺩﻟﺶ می خوﺍﺳﺖ ﺑﻪ ﺧﯿﻠﯽ ﺟﺎﻫﺎ ﺑﺮﺳﺪ :

    .

    .

    .

    ﺍﻣﺎ ﺧﺒﺮ ﻣﺮﮔﺶ

    ﻫﻤﺶ ﺗﻮ گروه بود ،

    داشت واسه ما جک میزاشت

    وقت نشد !!! 

     

    طنز نوشته های جدید و خنده دار بهمن ماه

     طنز نوشته های جالب و خنده دار

     

    یه مرضی هست که آدم پاهاشو میچسبونه به بخاری یا شوفاژ تا بسوزه بعد یهو بکشه کنار تا خوب بشه بعد دوباره بچسبونه 

    .

    .

    .

    اسم مرضشو نمیدونم ولی خیلی فاز میده

     

    طنز نوشته های جدید و خنده دار بهمن ماه

    جدیدترین طنز نوشته ها

     

    ⁣ﺩﯾﺪﻳﻦ ﺗﻮ ﻓﻴﻠﻤﺎ:

    ﺗﺎ یکی ﺗﻴﺮ ﻣﻴﺨﻮﺭﻩ ﻭ میفته ﺯﻣﻴﻦ ﺑﻪ ﺭفیقاﺵ ﻣﻴﮕﻪ:

    ﺷﻤﺎﻫﺎ ﻓﺮﺍﺭ ﻛﻨﻴﺪ ﻧﮕﺮﺍﻥ ﻣﻦ ﻧﺒﺎﺷﻴﻦ؟؟

    ﻫﻤﺶ الکیه

    .

    .

    .

    ﻣﻦ ﺍﮔﻪ ﺗﻴﺮ ﺑﺨﻮﺭﻡ ﺑﺒﻴﻨﻢ ﺭﻓﻘﺎﻡ ﺩﺍﺭﻥ ﻣﻴﺮﻥ

    ﺍﺯ ﭘﺸﺖ ﻫﻤﻪ ﺷﻮﻧﻮ ﻣﻴﺒﻨﺪﻡ به ﺭﮔﺒﺎﺭ نامردا رو

    ﮔﻔﺘﻪ ﺑﺎﺷﻢ 

     

    طنز نوشته های جدید و خنده دار بهمن ماه

    طنز نوشته های کوتاه جدید و جالب

     

    بابام اعتقاد داره سبزیو نباید زیاد شست تا خواصش ازبین نره،

    یه بار سرسفره به مادرم سرهمین قضیه گیرداد

    .

    .

     مادرم ازگلدون ی مشت خاک برداشت ریخت تو سبزیا گفت حالا بخور 

     

    طنز نوشته های جدید و خنده دار بهمن ماه

    طنز نوشته های کوتاه

     

    دست فروشه اومده بهم جوراب زنونه نشون داد گفت یدونه بخر، ارزونه

    بش گفتم من نه زن دارم نه دوس دختر

    .

    .

    .

    گفت بخر بکش سرت برو دزدی!!!

    یعنی تا حالا تو زندگیم به این شدت قانع نشده بودم

    یه بار سه تا سگ دنبالم کردن..

    وقتی دیدم سرعتشون از من بیشتره و دیر یا زود بهم میرسن…

    برگشتم دویدم طرفشون…

    اون سه تا هم هنگیدن ….! 

    ترمز زدن با دو متر خط ترمز! بعد سه تایی شروع کردن به فرار کردن ….! 


    منبع : پارس ناز

    احتمالا پیش خودشون گفتن این دیگه چه ….خُلیه…!!! 

    بعد از اون واقعه تا مدتها احساس اُبُهت میکردم 

     

    طنز نوشته های جدید و خنده دار بهمن ماه

    طنز نوشته های کوتاه جدید و جالب

     

    نگاهت همچون باران است و قلبم همچون كویر و می دانی كه كویر بدون باران زنده است

    .

    .

    .

    پس برو بمیر والااااا 

     

    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
خرید لوازم دیجیتال|خرید ساعت مچی |خرید تی شرت | خرید لوازم دیجیتال|خرید ساعت مچی |خرید تیشرت |خرید تی شرت | خرید لباس زیر | خرید لباس زنانه| خرید پوشاک |خرید لوازم جانبی موبایل| خرید لوازم جانبی خودرو